شما قضاوت کنید
وبلاگ ایشان نوشتم که این نظرات تبدیل به گفتگویی شد که هیچ نتیجه ی منطقی از آن حاصل نشد.
از دوستان عزیز درخواست می کنم پس خواندن این مطالب نظرات خودشان را در این مورد بنویسند و اگر
هیچ و پوچ دچار اشتباهی در مورد درک مطلب کلاغها شده است راهنمایی اش کنید با تشکر
مطلب از وبلاگ کلاغها :
حوادث غم انگيز و تاسف بار در کوه نوردی ايران همچنان ادامه دارد ! کشته شدن دختری به نام افخم در مسير قله ی توچال و سقوط مرگبار يکی از اعضای گروه کوه نوردی همت شميران از ديواره ی شروين در منطقه بند يخچال٬ دو حادثه ای بود که روز جمعه ۳۱/۱/۸۶ در کوه های شمال تهران به وقوع پيوست و بار ديگر توجه افکار عمومی جامعه کوه نوردی را نسبت به دلايل و ريشه های تکرار چنين فجايع تراژيکی جلب نمود .
در متن گزارش خبرگزاری فارس از حادثه ی ديواره شروين ٬ گفت و گويی کوتاه با يکی از دست اندرکاران تشکيلاتی و مربيان آموزشی فدراسيون کوه نوردی وجود دارد که به مثابه ی اعترافاتی دير هنگام و تکان دهنده ٬ می تواند تا حدودی روشنگر پاره ای دلايل و ريشه های حوادثی از اين دست در کوه نوردی ايران باشد :
« ... جواهرپور درباره مسئوليت ايمن سازي مسيرهاي سنگنوردي در ديوارهها، متذكر شد: اين يك واقعيت است كه ديوارهها و مسيرهاي سنگنوردي نياز به ايمنسازي دارند چرا كه بسياري از اين مسيرها، سالها پيش گشايش شده و ابزار مورد استفاده در مسيرها دچار فرسودگي شدهاند. به عنوان مسئول اين كميته، بارها از فدراسيون درخواست بودجه اي نزديك به 500 هزار تومان كردم تا اين طرح اجرا شود. اولين پيشنهاد نيز همين ديواره شروين بود؛ اما ريالي اختصاص داده نشد... »
اين روشن ترين و صريح ترين اعتراف و قضاوتی ست که در باره آثار و عواقب زيان بار بيش از دو دهه حاکميت تفکرات تبليغاتی و ايدئولوژيک ــ توسط مهره ای به نام صادق آقاجانی ــ بر فدراسيون کوه نوردی ايران بيان می شود ! در تفکر و نگرش آدم هايی مثل صادق آقاجانی و تمام آن مثلا مربيان و دست اندرکارانی که بيش از دو دهه از اين سفره ی پر برکت دولتی بهره ها (!!) بردند و بر کارنامه ی افتخارات (!) هيماليانوردی خود افزودند ٬ توجه جدی به بنيان های آموزشی و يا مانند همين اعتراف گفته شده : اختصاص ۵۰۰ هزارتومان برای ايمن سازی مسيرهای سنگ نوردی در مناطق مورد توجهی مثل بند يخچال و ... هيچگاه دارای ارزش و جايگاه نبوده است . در تفکر و نگرش آنان ٬ نشان دادن سرسپردگی بی چون و چرا به مسئولين بالادست با انجام برنامه های تبليغاتی و همراه با شعارهای ايدئولوژيک : صعودهای معمولی و بارها انجام شده و بدون هيچ کار نو و خلاق در هيماليا و ياصعود اولين بانوی مسلمان به اورست با صرف هزينه ای نزديک به ۵۰۰ ميليون تومان و در کنار آن فعاليت های تجاری و تاسيس انواع شرکت های توريستی و واردات کالاها و لوازم کوه نوردی و ... بسيار و بسيار مهمتر از توجه به جان امثال اسماعيل مهامد ها بوده است .
حوادث غم انگيز و تاسف بار در کوه نوردی ايران همچنان ادامه خواهد داشت اما سرانجام روزی اين افراد ( صادق آقاجانی ها ٬ اقبال افلاکی ها ٬ رضازارعی ها ٬ علی پارسايی ها ٬ جواهرپورها و ... ) در برابر افکار عمومی مردم اين سرزمين ناچار به پاسخگويی خواهند بود . دور نيست و دير نيست ...
نظرات به ترتیب زمان :
۱ـ
کلاغک
دوشنبه 3/2/1386 - 9:38
دقیقا اینها باید جوابگو باشند. در مورد مرگ ویکتوریا و امیر هم آقاجانی و دارودسته اش باید جوابگو باشند نه فریدیان. باهات کاملا موافقم.
| فرامرز نصيری | دوشنبه 3/2/1386 - 15:36 |
| به کلاغک : واقعا مانده ام که شما و انبوهی دیگر مانند شما به عنوان پیام گذاران همیشگی وبلاگ های کوه نوردی ٬ از چه چیزی می ترسید که این گونه از بیان نام خود ابا داريد و اين چنین در پس نام های مستعار پنهان می شويد ؟ منافعی داريد که در اين صورت به خطر می افتد؟ از وجود لکه های سياهی که در عملکردتان وجود دارد خجالت می کشيد ؟ یا پای جنبه های روانشناسيک شخصيتی در ميان است ؟ ترس و هراس ذاتی ؟ در این صورت از چه چيزی و يا از چه کسی ؟ ... در هر صورت برای اينکه خيالتان را راحت کنم می گويم : کاظم فريديان به دليل اشتباهات مسلم و مرگبار خود در سرپرستی برنامه غار پراو بايد و بايد و بايد پاسخگوی مرگ ويکتوريا و امير باشد ! اين اشتباهات قبلا در وبلاگ ستايش سکوت و سپيدی مورد بررسی و نقد قرار گرفته است . به زودی ( هفته آينده) طی يادداشتی با عنوان کاظم فريديان : شهوت و جنون شهرت !! به بررسی نقش و جايگاه او در کوه نوردی ايران نيز خواهیم پرداخت ! | |
۳ـ
| برج سينا! | دوشنبه 3/2/1386 - 17:31 |
| جناب نصيری نجاريان ها از قلم افتاده است! | |
۴ـ
| پوریا محمدی | سه شنبه 4/2/1386 - 14:18 | ||||||||||||
|
با سلام خدمت آقای نصیری ۵ـ
۶ـ
| |||||||||||||
| پنج | سه شنبه 4/2/1386 - 14:43 |
|
شارژ کردن کسانی امثال ويکتوريا و ... به عنوان اولين زنی که به ته فلان غار و ... می رسند .. در پشت اين انرژی گذاشتن ها چه نهفته است ؟ ديو زشت ؛ شهرت ؛ شهرت افتخار سرپرستی برنامه ای که اولين و بانو پيماينده غار ... در آن است . می بينيد ... سکه يشتر از يک رو دارد و چه ساده دوستان قربانی می شوند .. اين روزها جان آدمها بسيار ارزان شده .. خيلی ارزون . واقعا جان بر کف نهاده ولی چرا ؟؟؟ | |
| چهار | سه شنبه 4/2/1386 - 14:39 |
| آنجا که موج راه می افتد و همه آدمها بری روی آن موج بالا و بالا می روند خطر آغاز می شود . خطر فراموش کردن اين موضوع که اين موج قطعا فرد را به زمين خواهد کوبيد . و کسانی که اين موج را راه می اندازند واقعا موجوداتی ضعيف و مهر طلب . به دنبال جمع کردن يار و يارگيری ...برای رسيدن به اهداف و شهرت ... | |
| سه | سه شنبه 4/2/1386 - 14:35 |
| مشکل هنگامی پيش می آيد که همه چيز آسان گرفته شود . لزومی نداره برای رفتن به فلان ديواره يا غار سالها فرد علاقه مند خاک منبر آقايان قديمی را بخورد اما هر چيزی و هر برنامه ای پختگی توان فنی و تجربه خاص خود را می طلبد که البته خود شما با شناختی که من از شما دارم فرد کم تجربه ای نيستيد | |
| دو | سه شنبه 4/2/1386 - 14:32 |
| اگر گروه همت شميران مسيول فنی سفت و سختی داشت و سابقه اين بچه ها را بررسی می کرد شايد اين اتفاق نمی افتاد . مانند سال ۱۳۸۰ که سياوش محمد ولی زاده با اشراف به توان فنی کم نفرات شرکت کننده در برنامه غار پرو برنامه آنها را تاييد نکرد و حتی آن نفرات با او تا مدتها قهر بودند . | |
| يک | سه شنبه 4/2/1386 - 14:28 |
| با شما موافق نيستم آقای نصيری . همه چيز را نمی توان گردن فدراسيون انداخت . عقل و آگاهی چه نقشی دارد ؟ مرحوم اسماعيل ۱ سال اندی از گذراندن دوره کارآموزی اش می گذشت . بايد منطقی بود . او به خاطر کنده شدن ميخ جان سپرد در حالی که چکش به صندلی نفر دومش بود !! چرا . کوبيدن ۳ ميخ زحمتی نداشته و قطعا به خاطر تنبلی نبوده . | |
۷ـ
| فرامرز نصيری | سه شنبه 4/2/1386 - 15:42 |
| به پوریا محمدی و... : ۱ــ خوشحاليم ! و نمی توانيم خوشحالی خود را از اينکه سايه نشينان قسمت پيام های وبلاگ های کوه نوردی آرام آرام آفتابی می شوند ٬ پنهان کنيم. ۲ـ بهتر است ابتدا با تناقض گویی ها و آشفتگی نظرات خود کنار بياييد و تا دیر نشده فکری به حال آنها بکنيد: از یک سو مانده اید که کلاغ ها این همه اطلاعات را از کجا می آورند و از طرف دیگر نصیحت می کنید به تحقیق و تفکر بیشتر !! کدام حرفتان را باور کنیم؟ ۳ـ بهتر است ابتدا تمامی دیدگاه ها و نقدهای منتشر شده در کلاغ ها و هم چنین وبلاگ: در ستایش سکوت و سپیدی را مطالعه کنید تا برایتان روشن شود که تحلیل و موضع این وبلاگ در باره مفاهیمی مانند تیم ملی کوه نوردی ٬ موفقیت در راهیابی به صعود های خارج از کشور فدراسیون و ... چیست . مفاهیمی که شما طبق آن استدلال خود را پیش می برید از نظر کلاغ ها فاقد هر گونه ارزش و اعتباری می باشد !! | |
۸ـ
| فرامرز نصيری | سه شنبه 4/2/1386 - 15:47 | ||||||||||||||||
|
۴ـ بهتر است ابتدا و ـ کمی بیشترـ در باره موضوع اصلی این یادداشت که اعتراف مربی مورد نظرتان مبنی بر : عدم اختصاص آن مبلغ ناچیز برای ایمن سازی مسیرهای سنگنوردی و ... بود دیدگاه خود را صریح و روشن بیان کنید و بعد مسایلی مانند سفت و سخت نبودن مسئول فنی همت شمیران و غار پراو و ...را مطرح کنید ! ( در این صورت ٬ بحث را با انسجام و نظم اصولی تری می توان پیش برد) ۹ـ
۱۰ـ
| |||||||||||||||||
کلاردشت ـ جاده بریر ـ قله پسنده کوه (عکاس : پوریا ) بهمن چشمه امیر هم ریخته بود وجاده بوسیله راهداری تا تاسیسات جدید فدراسیون باز شده بود.راننده هم ما را همانجا پیاده کرد.سرپرست هم با راننده جروبحث کرد که چرا بالاتر نمی رود.
بالاتر از دو راهی بریر - منطقه گولمسکی (عکاس : پوریا )
بر فراز صخره های پایین دست سره کمر ـ نظاره گر بهمن مسیر تابستانی ( عکاس :پوریا )
در نزدیکی کشتی سنگ ( عکاس :پوریا )
کشتی سنگ ( عکاس :پوریا ) در زیر سنگ صدای آب طنین زیبایی را بوجود آورده بود .حجم برف اطراف کشتی به دومتر نیم می رسید.بچه ها به سرعت مشغول صاف کردن سطح سنگ برای چادر زدن شدن نظر من چادر زدن در زیر سنگ بود ولی به علت اینکه فاصله ما با کمپهای بالا زیاد میشد مخالفتی نکردم .نسیم سردی از دره اسپید مشغول وزیدن بود .تعدادی بز - میش وکل هم بر بلندای صخره های سره کمر نظاره گر ما بودند که در قلمرو زندگی آنها پا گذاشته بودیم .
کل وبزهای سره کمر ( عکاس :پوریا )تعدادی انگشت شمار هم کبک دیدیم که با خواندن آواز مشغول تعیین قلمرو زندگیشان بودند وشاید هم داشتند جفت مناسب خود را پیدا می کردند.3 تا پرنده شکاری هم مشغول عشقبازی در آسمان بودند.
کشتی سنگ - کمپ اول ـ خطر اول (عکاس :پوریا )










